دلم بد جوری گرفته به هر طرف که نگاه میکنم تو رو میبینم.
عطر تو رو حس میکنمو صدای تو رو میشنوم.اما تو هیچ وقت نیستی.من از مرگ نمیترسم
از رفتن تو میترسم .میترسم تو بری و من نمیرم.میترسم بدون تو زنده بمونم.دلم گرفته.مثل
تموم شبایی که گذشت.مثل تموم شبایی که بی تو خواهند آمد.
تنها یاد توست که امید زندگی کردن برای فردا رو بهم میده.دوست دارم بازم زیر بارون
خیس بشم چون یاد تو می افتم.راستی تا حالا شده اونقدر دلت واسه کسی تنگ بشه که با
شنیدن اسمش هم بغض گلوتو بگیره؟
تا حالا شده اونقدر بخوای برای یه نفر بمیری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟
یا شده زمین و زمان متوقف بشن تا نگاهی که بهت خیره مونده بیشتر باقی بمونه؟
یا تا به حال شده اشک بریزی برای شوق دیدارش و حسرت نبودنش؟
میدونی...من عاشقم.چون فقط یه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر...
چون همیشه قلبم واسه یه نفر زد(واسه توووووو)
میدونی...دوست دارم بازم از تو بنویسم... میدونی چرا؟
چون اول و آخر لحظه هام تویی فقط تو...


