اگر چه بعضی اوقات من و تو از هم دور هستیم اما بدان قلبم را به تو داده ام و
اگر چه شاید تو به یاد من نباشی اما من همیشه به یادت هستم و می مانم
و اگر چه ممکن است تو بتوانی بی من بخندی اما من بی تو وبدون تو می گریم.
عزیزم وقتی که نیستی تمام فکرم با توست. صدایت را نمی شنوم اما در خیالم
با تو گفتگو می کنم.
وقتی هستی لبخندهایت را می چشم."زمزمه های عاشقانه ات را می شنوم"و آن
گاه که چشم هایت مرا در بر می گیرد و دستان نوازشگرت حس عشق را به وجودم هدیه
می دهد گویی دنیا از آن من است.

لحظه های غمگینی را در تنهایی می گذرانم و تو نبودی که یادی از عشق کنم تا حس
عاشق بودن مرا رها کند از این یک نواختی. و تو آمدی و من برایت می نویسم تو شدی
عشقم."تو شدی آن حس خوبی که از زندگی می خواستم و تو شدی تمام زندگیم.
و حالا زندگی یعنی: "با تو بودن وتنها برای تو نفس کشیدن"

من در زیر سایه مهر و عشق و محبت تو آرامش را حس کردم. مهربانم دیگر جز تو هیچ
چیز از این دنیا نمی خواهم.
نازنینم باور کن من هیچ گاه راضی به ناراحت کردن تو نبوده و نیستم و تا آخر عمر و
هستی دوستت خواهم داشت با همه وجودم. باور کن.
دوستت دارم(با صداقت"بی نهایت"تا قیامت)
و هرچه بیشتر تو را می بینم و با تو صحبت می کنم این احساس بیشتر از پیش می شود.



