امروز حالم خیلی بده.الان که این متنو مینویسم چشام پر از اشکه.هر کسی به یه طریقی دل منو میشکونه.
نمیدونم اگه تو رو هم نداشتم که حداقل امیدم به اون باشه الان باید چیکار میکردم.
دلم خیلی برات تنگ شده...با اولین نگاهم که به تو خیره موند تمام وجودم از هم پاشید.تنها آرزوم این شد
که بتونم یه لحظه حداقل کنارت باشم. تا حالا شده یکی از همه زندگیت برات عزیزتر باشه؟
تا حالا شده یکی رو انقدر دوست داشته باشی که اگه حتی لحظه ای از عمرت هم باقی مونده باشه
آرزو کنی که عمر باقی موندت به زندگی اون اضافه بشه؟
نمیدونم...شاید دوسم نداشته باشی.ولی...من بی تو یه لحظه هم زنده نخواهم ماند.من همیشه در آرزوی
روزی هستم که بتونم در کنارت باشم و زندگی کنم.خواهش میکنم........
ای تنها عشق من این آرزو رو از من نگیر...خواهش میکنم.
به امید اون روز...



